جعفر شهرى باف

206

طهران قديم ( فارسى )

سرگذشت آن كه تا اندكى قبل از خيابان‌كشى « 11 » دكان جگركى حسين يقه‌چاك از ارزنده‌ترين دكاكين حدود خود بود . از آنجا كه هم سر سه راه مسجد شاه و هم سر نبش واقع شده و هم وسيع بود كه به درد بسيارى از كارها مىخورد و طالبان و خريداران بسيار داشت كه تا صد هزار تومان برايش سرقفلى « 12 » مىدادند ، اما حسين در جواب همهء خريداران كه از هزار تومان شروع شده به صد هزار تومان رسيده بود يك جواب داشت كه مىگفت : « دكان مرد بمنزلهء شلوار پا مىباشد كه هر گاه تو حاضر به فروش شلوارت شوى من نيز حاضر به فروش دكانم مىشوم » حتى در آخرين شب هم كه بيدق خرابى « 13 » بالاى دكانش خورده بود يكنفر احمق‌تر از خودش كه خرابى باورش نمىآمده با بغچه‌اى پول براى خريد دكان به خانه‌اش مىرود ولى باز او امتناع كرده خريدار را با سخنان ركيك طرد مىكند و صبح فردا كه بسراغ دكانش مىرود آن را قسمتى از سطح خيابان مىبيند كه سپورها مشغول تسطيح آن مىباشند ! طولى نمىكشد كه از غصهء آن خسارت و تعصب احمقانه در بستر بيمارى افتاده دق‌مرگ مىشود .

--> ( 11 ) . يكى از اسباب فراهم كردن كار براى بيكاران تخريب معابر تنگ و توسعهء آن به نام خيابان‌كشى بود كه اوايل سلطنت رضا شاه پهلوى متداول شد . از بنايى و ساختمان تقريبا تمام چرخهاى اقتصاد و فعالهء مملكت به حركت درمىآمد و كارها به راه مىافتاد مانند عمله ، فعله ، مقنى ، بنا ، معمار ، ناوه‌كش ، خشتمال ، كوره‌پز ، آهنگر ، نجار ، نقاش ، شيشه‌بر ، لولافروش ، كاه فروش ، چوب فروش ، خركچى ، مصالح فروش ، خرپاكوب ، توفال‌كوب ، شيروانىساز ، كه همه مشغول مىشدند ، اضافه بر فروشندگان كه مصالح آنها تا چند دست در جريان مىافتاد . اين فرمان از طرف رضا شاه صادر شد و جهت اجرا بدست بلديه كه سرهنگ كريم آقا خان بوذرجمهرى رئيس آن بود داده شد كه بلافاصله به اجرا گذارده شد . ( 12 ) . پولى كه كسى به مستأجر و متصرف دكانى داده او را راضى به ترك آن مىكرد تا خود متصرف شده در آن به كار و كسب بنشيند . ( 13 ) . بيدق قرمزى را بر سر چوبى ، بالاى هر جا كه قرار بود خراب شود نصب مىكردند و اين بمنزلهء آخرين مهلت به حساب مىآمد و بيست و چهار ساعت بعدش محل بيدق خورده چه داير و داراى سكنه و چه بلا مانع و عارى از سكنه را خراب ميكردند .